درد و دلی با ناصر ملک مطیعی از روز های شهرت تا خانه نشینی

درد و دلی با ناصر ملک مطیعی از روزهای شهرت تا خانه نشینی و انزوا – از شیرینی فروشی تا پیک سوپر مارکت .

ناصر ملک مطیعی با وجود تحریم و ممنوع تصویر شدن وی در سینما و تلوزیون با اوج قدرت و محبوبیت در بین ملت در گذشت .

روحش شاد و یادش گرامی …

درد و دلی با ناصر ملک مطیعی

درد و دلی با ناصر ملک مطیعی از روز های شهرت تا خانه نشینی

درد و دلی با ناصر ملک مطیعی

چند سال قبل وقتی کورسوی امیدی برای رفع ممنوعیت  چند ساله اش پیدا شده بود

و انگار دوباره زنده شده بود با او به گفت و گو نشستیم و حسابی خاطره بازی کردیم .

از کار هایی گفت که در همان زمان هم هیچ ابایی از انجامش نداشت .

از شیرینی فروشی تا پیک سوپر مارکت ایالات متحده .

امروز در فرانیاز یاد مردی را زنده می کنیم که خیلی ها در روز تشیع جنازه اش

فهمیدند محبوبیت فراموش شدنی نیست .

 

خانه ای نزدیک حوزه علمیه

فروردین سال ۱۳۰۹ در محله دروازه شمیران نزدیک مجلس بهرستان به دنیا امدم .

خانه نزدیک مدرسه حوزه علمیه بود .

فوتبال و کوهنوردی می کردم و کمی بعد هم به دنبال ورزش رفتم و از مدرسه تربیت بدنی فارغ التحصیل شدم

بعد از ان هم دوست داشتم وارد عرصه سینما شوم .

زمینه ورزشی و سلامت بدنی هم که داشتم که فیزیک بدنی ام را برای سینما اماده کرد .

اولین فیلمم را در سال ۱۳۲۷ بازی کردم .

 

پدرو مادر حامی من

مادرم خیلی ادم با نظمی بود هیچ کدام از نامه های مرا بدون جواب نگذاشت

به من سر میزد که ببیند فیلم های من در چه مرحله ای است

مثلا می امد فیلم را برای من نقد می کرد میگفت

فلان فیلم در اواسطش حوصله ادم را سر میبرد

اما دوباره خوب می شود خیلی از مرگ و میر من در انتهای فیلم ها خوشحال نمی شد

پدرم هم که در ابتدا سن و سال کمی داشته و برای من تعریف می کرد

یک سینما در خیابان سیروس تاسیس کرد انجارا با پولی که از مادر بزرگم گرفته بود به راه انداخت

ان موقع سینما در تهران تازه به راه افتاده بود .

اقای معتضدی از اولین سینماداران ایرانی بود .

پدرم با انها همکاری می کرد و این طور شد که یک سینما به راه انداخت

۵ یا ۶ ماه این سینما را نگه داشتند

شاید در خاطرم مانده باشد که در یک یا دو سالگی مرا روی صندلی نشاندند .

پدر بعد از اینکه در سینماداری موفق نشد رفت و کارمند دولت شد .

درد و دلی با ناصر ملک مطیعی از روز های شهرت تا خانه نشینی

درد و دلی با ناصر ملک مطیعی

 

پیک سوپر مارکت در امریکا

من فکر نمی کردم که این کنار کشیدن اینقدر طولانی شود

فکر می کردم دو سال بیشتر طول نکشد بعد از مدتی رفتم امریکابه پسرم سر بزنم

قصد این را داشتم که مدت طولانی انجا بمانم و نمی شد که هیچ کاری نکنم

انجا به یک سوپر مارکتی رفتم و میخواستم از خودم کار بکشم

خیلی از ایرانی ها می امدند و ناراحت می شدند که چرااینجا کار می کنید؟

بچه هایی که در ان سوپر مارکت بودند می گفتند که من مشتری هارا فراری میدهم

بعد از ان بود که همه می گفتند من در ان سوپر مارکت مدیر هستم تا دل کسی برای من نسوزد.

درد و دلی با ناصر ملک مطیعی از روز های شهرت تا خانه نشینی

درد و دلی با ناصر ملک مطیعی

 

شیرینی فروشی به عشق دیدن مردم

بعد از مدتی با خودم گفتم من که اینجا همه کار میکنم بهتر است بروم در مملکت خودم کار کنم .

به تهران امدم و در حیاط خانه ام یک شیرینی فروشی راه انداختم .

بعد از ان بود که تابش یک مغازه در ونک اجاره کرد و فردین اول فرش فروشی یه راه انداخت

و بعد شیرینی فروشی .

بعد از مدتی او نتواست شیرینی فروشی را اداره کند و پسرش راهش را ادامه داد .

به هر حال می خواهم بگویم ۵- ۶ سال ادای شیرینی فروش هارا در می اوردم و تنهایی زولبیا و بامیه میچیدم

مردم صف می کشیدند به خاطر من می امدند .

ما یک رفیقی داشتیم به نام روح الله خان جیره بندی که رئیس مشتی تهران ان موقع بود

و هنوزم هست . ان موقع رئیس صنف شیرینی فروشان تهران بود

او به ما می گفت که بروید من شما اردو شکر وشیر هم میدهم

با لوتی گری و زمانی که خیلی مشکل هم وجود داشت مارا تامین می کرد

به خاطر می اوردم که شب عید همه خانه را تعطیل می کردیم و در سالن شیرینی های خانگی می چیدیم

خانم من قسمت زیادی از شیرینی های شب عید را درست میکرد.

برای شاگرد های شیرینی پزی هم در خانه اتاق درست کرده بودم و همان جا می ماندند .

درد و دلی با ناصر ملک مطیعی از روز های شهرت تا خانه نشینی

درد و دلی با ناصر ملک مطیعی

 

ازدواج تا فرود

وقتی ادم کارو بارش بگیرد و از ان زندگی قبلی بیرون می اید

بالطبع خواسته های دیگر پیدا می کند و اطرافیانش توقع های زیاد تری از او دارند.

دیگر وقتی ناصر ملک مطیعی هستم نان خانه ام را هم فرد دیگری می گرفت .

دیگر نمی توانستم در خیابان پیاده راه بروم و باید ماشین می خریدم .

ارتیستی که معروف می شود و باید در جهان هم سفر کرده و در فستیوال های مختلف هم شرکت کند .

باید تعریف کند که در دنیا چه خبر است مهمانی برود مهمانی بگیرد و اینها همه خرج دارد .

بهترین لباس های دنیا را پوشیدم و بهترین ماشین های دنیارا سوار شدم

حالا هم یک پراید دارم که خیلی هم خوشحال و راحت هستم .

درد و دلی با ناصر ملک مطیعی از روز های شهرت تا خانه نشینی

درد و دلی با ناصر ملک مطیعی

 

این منم ناصرملک مطیعی

از خودم راضی هستم تا به حال دستم را روی کسی بلند نکردم

به خاطر نمی اورم که در این چند سال تو گوش کسی زده باشم

خیلی برایم مهم است .

تا به حال پایم به کلانتری نرفته است به گرفتاری های مردم دچار نشده ام .

من از زمین خاکی ورزش به چمن سینما امدم  این است که قدرش را میدانم

هیچ وقت حسرت نخوردم .

یک برخورد هایی دیدم که نمی توان روی کاغذ کشید .

محبتی که مردم به من دارند این همه علاقه و شوق واقعا غرور امیز است .

اما خدارا شکر که من مغرور نشدم و ظرفیتش را داشتم .

خودم حس میکنم که جوابگوی محبت مردم نبودم .

دلم خواست که در این فصل از زندگی که فصل پاییزی عمر من است

یک جوابی به مردم بدهم – یک تماسی با انها داشته باشم .

من زندگی فامیلی را دوست دارم , معاشرت کردن با فامیل را دوست دارم

و عاشق زندگی ام…………..

 

درد و دلی با ناصر ملک مطیعی از روز های شهرت تا خانه نشینی

درد و دلی با ناصر ملک مطیعی

 

درد و دلی با ناصر ملک مطیعی

درد و دلی با ناصر ملک مطیعی

 

بازدید: ۳

منبع مطلب : https://faraniyaz.com/%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D9%85%D9%84%DA%A9-%D9%85%D8%B7%DB%8C%D8%B9%DB%8C/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *